سراج الله
 
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه بیست و پنجم شهریور 1389 توسط عرفانی |
حضرت رضا (ع) هر سه روز یک ختم قرآن انجام میدادند و میفرمود : اگر بخواهم در کمتر از سه روز هم می توانم یک قرآن ختم کنم ، ولیکن هنگامیکه به آیات شریفه می رسم تفکر و تدبر میکنم ، که این آیه در چه موضوعی فرود آمده و در چه وقتی نازل شده است ، و لذا قرآن را در هر سه روز یک دور قرائت میکنم.   اعلام الوری با علام الهدی صفحه 438

يا علي ابن موسي الرضا


حاكم نيشابورى از ابوالصلت هروى روايت ميكند كه وى گفت: من داناتر از على بن موسى الرضا (ع) را نديدم و هر دانشمندى هم كه با وى مجالست ميكرد اين مطلب را تصديق داشت، مأمون علماء اديان و فقهاء شرايع را در مجلسى جمع کرد و حضرت رضا (ع) را دعوت كرد تا با آنان گفتگو كند، حضرت همه آنها را مُجاب كرد، و همگان فضل و دانش وى را ستودند و عجز و ناتوانى خود را ثابت كردند ، حضرت رضا (ع) ميفرمود : من در مدينه در روضه حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله مى نشستم و علماء هم در آنجا زياد بودند، هر گاه آنان در مسأله‏ اى در می ‏ماندند به طرف من اشاره ميكردند، و مسائل خود را از من سؤال می ‏نمودند، و من هم به همه سؤالات آنها پاسخ ميگفتم‏.     اعلام الوری با علام الهدی صفحه 439
 ابو الصلت هروى گويد: حضرت رضا عليه السّلام با مردم به هر زبانى تكلم ميكرد، به خداوند سوگند از هر كسى بزبانش آشناتر و فصيح‏تر بود، يكى از روزها خدمتش عرض كردم: يا ابن رسول اللَّه من در تعجب هستم كه شما چگونه همه زبان‏ها را ميدانى، فرمود: اى ابا صلت من حجت خداوند در ميان مردم هستم و خداوند در صورتى با مردم اتمام حجت كرده است كه حجت وى همه زبانها را بداند، آيا نشنيده ‏اى كه اميرالمؤمنين عليه السّلام فرمود: به ما فصل الخطاب داده ‏اند و فصل الخطاب هم شناختن لغات مختلف است.   اعلام الوری با علام الهدی صفحه 440
معجزات امام رضا (ع)
از ریان بن الصلت روایت است که گفت : وقتی که اراده رفتن به عراق کرد و تصمیم خداحافظی با حضرت امام رضا (ع) را داشتم در خاطر خود گفتم هنگام وداع با او  پیراهنی از لباس های تنش بخواهم و ازدرهم او که برای دخترانم انگشتر بسازم ، چون با حضرت خداحافظی کردم ،  گریه و اندوه از فراق او بر من غلبه کرد و فراموش کردم که آن دو خواسته  را از حضرت بخواهم ، چون بیرون آمدم حضرت صدایم کرد ، یا ریان بازگرد ، بازگشتم به من گفت آیا دوست نمی داری که دِرهمی چند به تو دهم تا برای دختران خود انگشتر بسازی ، آیا دوست نمیداری که پیراهنی از لباس های تن خود را به تو بدهم تا تو را در آن کفن کنند ، وقتی که عمرت به پایان رسید ، گفتم ای آقایم در خاطرم بود که از شما بخواهم اینها را و اندوه دوری شما بازداشت مرا از گفتن خواسته هایم ، پس پیراهنی آورد و به من داد و بلند کرد جانب مصلی را و درهمی چند بیرون آورد و به من داد ، شمردم سی دِرهم بود.   منتهی الآمال جلد 2 صفحه 874
عبداللّه بن مغيره گويد: من واقفى مذهب بودم كه به حج رفتم ، چون به مكه رسيدم ، شكى (راجع به مذهبم ) دلم را مشغول كرد، خودم را به ملتزم (ديوار مقابل در خانه كعبه كه مستحب است سينه و شكم را به آنجا چسبانيده و دعا كنند) چسبانيدم و گفتم : بار خدايا تو خواست و اراده مرا ميدانى ، مرا به بهترين دينها هدايت كن ، پس در دلم افتاد كه خدمت حضرت رضا (ع) بروم.به مدينه آمدم و در خانه حضرت ايستادم و به غلامش گفتم : به آقايت بگو، مردى از اهل عراق بر در خانه است ، آنگاه صداى حضرت را شنيدم كه ميفرمود: بفرما اى عبداللّه بن مغيره ! بفرما اى عبداللّه بن مغيره ، چون مرا ديد فرمود: خدا دعايت را اجابت كرد و به دين خودش هدايتت فرمود ، من عرض كردم : گواهى دهم كه توئى حجت خدا و امين او بر خلقش .  اصول كافى جلد 2 صفحه 167
سعد بن سعد گوید : حضرت رضا (ع) به سوی مردی نگاه کردند و فرمودند : وصیت کنید ، و برای مرگ ، خود را آماده کنید ؛ این مرد پس از سه روز درگذشت.  اعلام الوری با علام الهدی صفحه 432
یحیی بن محمد بن جعفر گوید : پدرم مرض سختی پیدا کرد ، حضرت رضا (ع) برای عیادت وی آمدند ، عمویم اسحاق نشسته بود و گریه میکرد ، حضرت به طرف او اشاره کردند و فرمودند : چرا عمویت گریه میکند ؟ گفتم : می ترسد پدرم از دنیا برود ، فرمود : شما غصه نخورید بلکه اسحاق زودتر از پدرت خواهد مُرد ، گوید بعد از چندی پدرم بهبودی یافت و عمویم اسحاق درگذشت.  اعلام الوری با علام الهدی صفحه 432 
شیخ طبرسی در کتاب اعلام الوری پس از ذکر بعضی از دلائل و معجزات حضرت رضا (ع) می نویسد :  و اما آنچه بعد از وفات حضرت رضا (ع) در كنار مشهد مقدسش ظاهر شده و بركاتى كه در آنجا به معرض ظهور رسيده و مردمان زيادى آن‏ها را به چشم خود ديده ‏اند و خاصه و عامه به وى اعتراف دارند دوست و دشمن او را تصديق كرده ‏اند تا امروز زياده از حد است، و چه بسيار امراض صعب العلاج كه صاحبان آنها بهبودى يافته ‏اند ، در مشهد مقدس آن حضرت دعاهاى زيادى مستجاب شده و اندوه‏ها برطرف گرديده كه خودمان بسيارى از آنها را مشاهده كرده ‏ايم و در وقوع آن شكى نداريم و اگر بخواهيم در اين باره چيزى بنويسيم كتاب به طول خواهد انجاميد.   اعلام الوری با علام الهدی صفحه 437
شیخ حر عاملی قدس سره در کتاب اثباة الهداة پس از نقل این کلام از کتاب اعلام الوری می نویسد : مولف این کتاب محمد بن الحسن الحر گوید : من بسیاری از این کرامات را چنانکه طبرسی مشاهده کرد و برای او یقین گردید در مدت مجاورت خود در مشهد حضرت رضا (ع) که بیست و شش سال بود دیدم و مشاهده کردم و یقین نمودم و در این باره اخباری شنیدم که متجاوز از تواتر است و به یاد ندارم که در این مشهد مقدس دعائی کرده باشم و به وسیله آن حضرت از خداوند حاجتی خواسته باشم مگر اینکه برآورده شد والحمد ا... و مجال را گنجایش تفصیل نیست و سخن در این باره بسیار است و به دین جهت به ذکر کرامتی به طور اجمال اکتفا کردم و آن کرامت این استکه دختری از همسایگان ما ، لال و از سخن گفتن عاجز بود روزی به زیارت قبر حضرت رضا (ع) مشرف گردید و نز قبر مردی خوش سیما که به گمان من حضرت رضا (ع) بوده مشاهده کرد ، آن مرد به او گفت چرا سخن نمی گویی ؟ ! سخن بگو ، تکلم کن ، در آن هنگام زبانش گشوده شد و لال بودن او به کلی برطرف شد و من در این معجزه این ابیات را سرودم :
یا کلیم الرضا علیه السلام    و علیک السلام و الاکرام
کلیمنی عسی اکون کلیما     لکلیم الرضا علیه السلام
مولف کتاب حاضر ، عباس بن محمد رضا القمی گوید : همانا من در مدت مجاورت خود در این مشهد مقدس مخصوصا در این تاریخ که ماه شوال 1343 میباشد دیدم و مشاهده کردم بسیاری از این قبیل معجزات را و یقین حاصل نمودم چنانکه آن دو عالم ربانی مشاهده کردند و به طوری علم و اطمینان یافتم که شک و تردید در آن راه ندارد و اگر بخواهم در بیان این قسمت وارد شوم از مقصود کتاب خارج خواهم شد و بسیار درست گفته شیخ حر عاملی در شعر خود که می گوید :
و ما بدا من برکات مشهده      فی کل یوم امسه مثل غده
و کشفاء العمی و المرضی به      اجابة الدعاء فی اعتابه
انوارالبهیه ( شیخ عباس قمی ره ) صفحه 267 الی 269
احادیث برگزیده از حضرت علی بن موسی الرضا (ع)
امام رضا (ع) : علی بن جعفر گوید شخصی از امام (ع) پرسید در کدام قسمت از سوره فاتحه اشاره به امیرالمومنین (ع) گشته ؟ حضرت در پاسخ فرمودند : در آیه   (( اهدنا الصراط المستقیم )) چه آنکه جناب امیرالمومنین (ع) بهترین راه شناخت حق تعالی و وسیله معرفت به پروردگار است.  تفسیر جامع جلد 6 صفحه 235
مردی از اهل بلخ می گوید : در سفری که علی بن موسی الرضا (ع) به خراسان می رفت من با آن حضرت بودم. روزی در کنار سفره خود تمام نوکرها و غلامان سیاه و سفید را برای صرف غذا جمع کرد. عرض کردم بهتر بود برای غلامان و نوکرها سفره جداگانه ای می انداختند ، حضرت فرمود : ساکت باش ، خدای همه یکی است ، مادر و پدر همه یکی است ، پاداش و کیفر هرکس بسته به طرز عمل اوست. الحدیث جلد 1 ص 67
حضرت رضا (ع) : علم گنجينه‌هاي كمال است و كليد‌هاي آن گنجينه‌ها پرسش ‌كردن است. الحديث جلد 2  صفحه 12
حضرت رضاعليه السلام فرمود: هر كس هنگاميكه از خانه اش بيرون مى رود ده بار سوره قل هو ا... {سوره توحید } بخواند پيوسته در حفظ خداوند و نگهدارى او است تا به خانه اش برگردد. اصول كافى جلد 4 صفحه  320
امام رضا (ع) : مثل استغفار (و ریختن گناهان به سبب آن) چون برگی است بر درختی که ( در فصل پاییز آن درخت ) تکان بخورد و آن برگ بریزد و  کسی که از گناهی که کرده استغفار و آمرزش از خدا بخواهد ولی باز به انجام دادن آن گناه کوشش کند و انجام دهد مانند این است که پروردگار خود را مسخره کرده است.اصول کافی جلد 4 صفحه 266   



...

طبقه بندی: نوشته مرتبط 
درباره وبلاگ

به نام یگانه منجی عالم بشریت
وبلاگ امام رضا (ع) جهت درک و آشنایی جوانان با این امام عزیز آغاز به کار نمود.
9 شهريور 1389
آخرین مطالب
آرشیو
موضوعات
پیوند ها
پیوندهای روزانه
لوگو دوستان
امکانات جانبی